ديروز روز خبرنگار بود؛ بهانه‌اي تا با تبريكي و برگزاري مراسم تقديري ـ و احيانا تقدير مادي ـ يادي شود از خبرنگاران و روزنامه نگاران. همين تبريك‌ها بهانه‌اي شد تا يادم بيايد من هم روزي خبرنگاري كرده‌ام و هنوز در حسرت آن روزها مي‌سوزم. البته اگر خبرنگار را به معناي عام آن بنگريم هنوزهم مي‌توانم اميدوار باشم كه به اين نام خوانده شوم. و باز هم همين اميد عاملي شد تا بعد از مدت‌ها دست به قلم شوم و بنويسم؛ چرا ننويسم؟ در اوضاع فعلي، برخي سياستمداران عافيت طلب در پاسخ اين سؤال كه چرا سكوت كرده‌ايد؟ مي‌گويند در زماني كه كسي گوشش به حرف ما نيست، نگفتن بهتر از گفتن است، اما براي من كه عافيت طلب هستم ولي سياستمدار نيستم، نوشتن در زماني كه كسي حواسش به نوشته‌ام نيست، نه تنها بي‌ضرر است، كه راهي است براي خالي كردن دردهاي دروني‌ام.

ديروز روز خبرنگار بود و من باز به ياد رسول كاظم نژاد، عكاس شهيد روزنامه كيهان مي‌افتم كه وقتي در حوادث تير 78 از سوي بسيجي‌هايي كه براي حفاظت از روزنامه‌هاي كيهان و جمهوري اسلامي در محدوده خيابان‌هاي لاله زار و سعدي موضع گرفته‌بودند، به اشتباه پايش هدف گلوله قرارگرفت، به عنوان جانباز بسيجي و قرباني اغتشاش‌گران معرفي شد و چند روزي خبر و عكسش سوژه تبليغاتي روزنامه كيهان عليه دولت آن زمان بود، اما مدتي بعد به فراموشي سپرده شد. هركس رسول را ديده و اندك آشنايي با او داشته مي‌داند كه او كمتر اهل شكايت از كسي بود و لي بارها نارضايتي اش را از مسئولان كيهان و شخص شريعتمداري شنيدم كه به او بي توجهي كرده و به مشكلاتش رسيدگي نمي‌كردند. چند سال بعد كه براي تهيه عكس از مانور ارتش با هواپيماي از رده خارج عازم بندرعباسش كرده بودند، به همراه جمع ديگري از همان خبرنگاران مظلوم در حادثه سقوط هواپيما كشته شد تا باز پيكر سوخته‌اش سوژه‌اي باشد براي كيهانيان!

ديروز روز خبرنگار بود و توسط رئيس جمهور از خانواده شهداي خبرنگار از جمله رسول كاظم نژاد تقدير شد. همچنين قرار شد به خبرنگاراني كه سهام عدالت را به رسميت شناخته و فرم تقاضانامه دريافت آن را پر كرده‌اند هدايايي داده شود. داده شود كه چه عرض كنم، خبرنگاران محترم خودشان تشريف ببرند وزارت ارشاد هدايا را تحويل بگيرند و فرم مربوطه را امضا كنند، تا فراموش نكنند چه كسي اين هدايا را مرحمت فرموده‌است! خدا را شكر كه ما نه آن عدالت مرحمتي را به رسميت شناختيم كه سهامش را تقاضا كنيم و نه مشمول اين مرحمت ملوكانه مي‌شويم.

ديروز روز خبرنگار بود و همه اين‌ها در كنار هم باعث شد فراموش نكنم تنها كاري كه بلدم نوشتن است، خوب و بدش را نمي دانم اما فقط بلدم بنويسم، پس مي‌نويسم به‌نام پروردگارم!