صحبت‌هاي دكتر دادكان در برنامه اين هفته 90 يكي از برنامه‌هاي جنجال‌ساز اين روزهاي رسانه ملي(!) بود. تحليل‌ها و نگاه‌هاي متعدد و متفاوتي نسبت به اين برنامه به رشته تحرير درآمد كه يكي از آن‌ها اثر خامه دوست و همكار گرانقدرم جناب آقاي ناصر علاقه‌بندان است. ايشان منت نهاده و كافه مرا به مطلب وزين خود آراستند.

مجلس محفل كشون

مجلس دادكان را در اولين مواجهه، مي‌توان يك اتفاق يا رويدادي مبتني بر دورخوردن برپاكنندگان اين مجلس دانست. كمي بيشتر اما كه در اول و آخر رخدادي كه دوشنبه شب گذشته در شبكه سوم سيما و در آن برنامه پر بيننده تلويزيون تامل مي‌كني ماجرا جور ديگري خود را نشان مي دهد.

اصلا بگذاريد جوري ديگري به مطلبي كه از آن مجلس دريافته و بنا دارم منعكس كنم، ورود يابم. فرض كنيم برپا كنندگان برنامه، سرشان كلاه نرفته و از عزم دادكان دستكم، كمي تا قسمتي با خبر بوده‌اند. بخشي و بلكه بخش نسبتا زيادي از واكنش‌ها به آن مجلس، از درون اردوگاهي كه رسانه ملي هم به آن منتسب است، شبيه واكنش‌هاي عجولانه‌اي كه از همان ناحيه اين روزها ديده ايم، نيستند و البته اين واقعيت به فرض مزبور كمك مي كند.

خب، با آن تامل و اين فرض؛ مي‌توان گفت تابوي ايراد گرفتن از محفل مشائيسم دوباره شكسته‌ است. تابويي كه يكي از اعضاي  محفل، دو باره ايجاد و مستحكمش كرده بود، او به مدد آن جمله معروف "خس و خاشاك" و همه زمينه‌هايي كه در مناظره‌ها و سخنراني‌هاي ارديبهشت و خرداد چيده بود بستري فراهم آورد كه عصبانيت‌ها و بعد بروز تظاهراتي كه هر چه زمان از آنها عبور كرد، بيشتر به اغتشاش آغشته مي‌شد، پيامد بديهي و طبيعي آن زمينه‌ها و اين بستر بود. مجلس دادكان اما بار ديگر دارد پنبه‌هاي زيرك‌ترين عضو محفل مشائيسم را رشته مي‌كند. البته پشت دوربين و مدت‌ها و هفته ها پيش از اين مجلس، ايده‌اي كه از طرفدارن كافي و بلكه زياد در اردوگاه عقلا برخوردار بود، بنا داشت مشائي، مرد دوم كابينه نباشد كه البته اين ايده تنها موفق شد بزك توفيق روبري آيينه بر صورت خود بمالد. عزمي، محصولي را نگذاشت وزير كشور بماند اما سر زير برف كرد تا محصولي به وزارت‌خانه‌اي برود كه دفتر آقاي وزير بر ساحل اقيانوسي از پول بنا شده است. عزم ديگري هم خود را گفتار علي‌آبادي كرده كه كار را توانسته به برنامه اي كه به مجلس شاه كشي بدل شد، بكشاند اما غافل از آن است كه شب آنقدر دراز است كه حالا حالاها تمام نخواهد شد.

استنباط شما از مجلس دادكان هنوز هم همان است كه پيش از خواندن اين سطور بود؟