کسانی که فیلم جنایت میدان کاج سعادت آباد را دیده اند به من حق می دهند تا از همشهریان خودم ناامید شده باشم که چطور حاضرند اینچنین خونسرد شاهد یک جنایت وحشتناک باشند. طوری که گاهی لبخندی هم بر لب داشته و یا از این که دارند یک فیلم سینمایی(!) می گیرند، شاد بوده و تنها به این اکتفا کنند که به مصدوم رو به موت بگویند تو فقط بخواب و تکان نخور تا کمک برسد!

از دیروز که این فیلم را دیدم بارها و بارها از خودم خجالت کشیدم که چنین همشهریانی دارم.

اما تلخ تر از این، نیروی انتظامی است که مأموران جان برکفش از ترس جان خود یک قدم هم جلو نگذاشتند و گذاشتند تا جوان بخت برگشته جلوی چشم این امت همیشه حاضر در صحنه، جان بدهد.

وبازهم بیشتر دلم آنجا سوخت که مردم با دیدن مأموران آنچنان حضور پلیس را به هم اعلام می کردند که انگار همه چیز قرار است ختم به خیر شود و قائله با دستگیری چاقوکش عربده کش و انتقال مصدوم به بیمارستان پایان یابد.

شاید در بیان احساساتم زیاده روی کرده ام و بهتر باشد از دید دیگری به ماجرا نگاه کنم؛ مگر این مأموران همان پلیسی نیستند که یکی دوماه پیش مانور اقتدار برگزار کردند و به صراحت برخورد قاطع خود را با تظاهرات کنندگان نشان دادند. همان برخوردی که از چند ماه قبل در خیابان های تهران و برخی شهرهای بزرگ تمرین کرده بودند. اما چرا برخوردشان در میدان کاج انقدر ضعیف بود؟ شاید اگر این قاتل عربده کش هم دستیند سبز داشت به جای دو مأمور، کل میدان پر از مأموران یگان ویژه می شد و چشم فتنه از حدقه در می آمد! البته ناجا در ادامه برخورد قاطع با متخلفان اعلام کرده با این دو مأمور خاطی برخورد خواهد کرد. من که چشمم آب نمی خورد. پرونده جنایت سعادت آباد قطورتر از جنایات کوی دانشگاه و بازداشتگاه کهریزک که نیست. نهایتا بعد از بررسی های متفاوت هیأت های تحقیق و تفحص نیروی انتظامی و قوه قضائیه و شاید مجلس، مقصر اول همان مقتول شناخته شود که به قول قاتل، ناموسش را دزدیده! و از مأموران هم به خاطر نشان دادن سعه صدر قدردانی شود. بعید هم نیست از قاتل به خاطر پافشاری تا سرحد مرگ بر ارزش هایش دعوت شود تا با شرکت در مانورهای اقتدار و یا احتمالا برخورد با فتنه گران، قاطعیت و تعصب خود را به کار بندد.