يكي از برنامه‌هاي جذاب! هر ساله راديو و تلويزيون ما، در هفته اول شهريور است، يعني هفته دولت كه از چپ و راست تعريف و تمجيد دولتمردان از خودشان، بخش عمده برنامه‌هاي رسانه ملي را تشكيل مي‌دهد. هرسال تعداد تلفن‌هاي واگذار شده به مردم در سال‌هاي بعد از انقلاب با قبل از آن مقايسه مي‌شود و همين‌طور تعداد روستاهايي كه آب و برق و گاز دارند و ساير مواردي كه جزو وظايف دولت‌ها در هر كشوري است اما چون در كشور ما همه خدمتگزار مردم هستند و شيفتگان خدمتند نه تشنگان قدرت، در اين هفته (همچون ديگر ايام سال اما با روغن‌داغ بيشتر!) بيلان كار ارائه مي‌كنند و به‌خاطر خدمت‌هاي بي‌دريغشان، ضمن تشكر چرب و نرم از خود، از مخدومان هميشه در صحنه و عزيز و گرامي و... هم توقع سپاسگزاري دارند. بگذريم از سكه‌هاي طلا و پاداش‌هاي ريز و درشت كه به همين بهانه و به پاسداشت همين خدمت! بين مردان دولت توزيع مي‌شود.

البته 3-2 سالي ‌است كه هفته دولت متنوع شده و با سال‌هاي قبل تفاوت پيدا كرده و آن هم شماره ترتيبي دولت است كه اين چند سال مرتب به گوشمان مي‌خورد؛ «دولت نهم» كه با دولت‌هاي اول تا هشتم زمين تا آسمان فرق دارد، داراي فره ايزدي است، مردم تازه در اين دولت طعم خدمت و عدالت را چشيده‌اند و... به اين اميد كه سال آينده تبديل به «دولت دهم» بشود به شرطي كه همين خدمتگذاران و شيفتگان خدمت به اين توفيق برسند وگرنه ... بگذريم!

اما در هفته اول شهريور امسال كه مقارن است با «هفته دولت نهم!»، برخي اعضاي باندهاي مافيايي وابسته به استكبار و صهيونيسم و افراد معلوم‌الحال درپي مخدوش كردن چهره مردمي، مهرورز و نوراني اين دولت از آسمان هبوط كرده، تلاش‌هاي مذبوحانه‌اي را آغاز كرده‌اند؛ از جمله ايراد به مدرك دكتراي وزير محترم كشور كه هنوز وارد دولت نشده، مخالفان با پيش‌بيني نتايج انتخابات سال آينده و رويكرد حتمي! مردم به خدمتگزارانشان، سعي در تخريب اين چهره خدمتگزار دارند، هرچند نمي‌دانند كه براي خدمت، هيچ نيازي به اين كاغذپاره‌ها و قرتي بازي‌ها نيست!

هجمه دوم كه از همه سنگين‌تر و همه‌جانبه‌تر است، متوجه چهره مهربان، خدوم و مردمي معاون رئيس‌جمهور و ابو‌الزوجه محترم آقازاده ايشان است تا شايد از نظر خانوادگي هم رئيس جمهور را تحت فشار بگذارند، آنان با القای اتهامات ناشايستي كه معمولاً شايسته همان اصلاح‌طلبان از خدا بي‌خبر (به نقل از بانو رجبي!) است، مدعي شده‌اند ايشان بناي دوستي با صهيونيست‌ها را دارد و نمي‌دانند يا خودشان را به نفهمي مي‌زنند كه ايشان به اذعان مقام عالي رياست جمهوري، يك اسلام‌شناس است و در راستاي هدف والا و مقدس دولت نهم كه مهرورزي با تمام دنيا به منظور مديريت جهان است، از دوستي با آن بيچاره‌هايي كه به خيال يك سراب واهي راهي اين سرزمين شده‌اند و حتي نمي‌دانند كه خانه‌هايشان در زمين غصبي بنا شده و شهرك نشين‌هايشان هم براي حفظ امنيت خود با سلاح شخصي‌شان، زنان و كودكان تروريست را مي‌كشند تا به زعم خود تروريست‌ها، به بهشت بروند، سخن گفته كه اين اظهار دوستي عين آموزه‌هاي ديني ماست! و در اين مملكت، اسلام شناسي به اين درجه نخواهد رسيد كه اين آموزه‌ها را با اجتهادي به روش مشايي (و نه اشراقي) از بطن دين بيرون بكشد، مگر شخص شخيص اسفنديار دولت نهم و به همين خاطر علما حسوديشان كرده و خواستار سلب توفيق خدمت از او شده‌اند!

جديدترين هجمه هم از سوي گدامسلكاني است كه فكر مي‌كنند 30 ميليارد و60 ميليارد پولي است كه خرج شده تا 55 نفر به شهر شلوغ و آلوده پكن بروند و دست آخر هم با يك مدال و يك ثلث مدال برگردند. اين دلاوران و غيرتمندان آنقدر ارزش دارند كه صد برابر اين پول خرجشان بكنيم و نه پكن كه ان‌شاءالله چهار سال ديگر به لندن و ساير بلاد فخيمه بفرستيم تا هوايي تازه كنند. مگر ملاك توفيق يك كشور يا يك مدير، تعداد و رنگ مدال‌هايي است كه اجانب به ما مي‌دهند؟ مگر در دولت‌هاي هشتم به قبل هنر كرده‌اند كه با وجود رضازاده طلاهايشان بيشتر بوده؟ مهم اين است كه شخص رئيس‌جمهور آنقدر تواضع داشت كه حتي براي مدال طلا گرفتن يك اصلاح‌طلب آنچناني كه در انتخابات شوراي شهر مقابل خواهرش قرار گرفته بود، پيام تبريك بفرستد. آن‌وقت رئيس همان اصلاح‌طلبان به مديريت ورزش كشور ايراد مي‌گيرد و ساير افراد معلوم‌الحال هم خواستار بركناري مهندس ورزش كشور مي‌شوند!

اما به رغم اين همه هجمه‌هاي بي رحمانه، در هفته دولت نهم امسال شاهد آن هستيم كه مشايي‌ها و كردان‌ها و علي‌آبادي‌ها همچنان در كنار رئيس‌جمهور به خدمتگزاري بي دريغ خود ادامه مي‌دهند و به اين نتيجه مي‌رسيم كه هيچ اراده‌اي نمي‌تواند اين دولت را از مسير خدمتگزاري‌اش منحرف كند حتي اراده هفتاد ميليون ايراني!