سه سال پیش در چنین روزهایی اولین پست این وبلاگ را نوشتم و به این شکل کافه‌ام افتتاح شد. در ابتداي کار چون برای انجام کاری به طور موقت ساکن لندن شده بودم قرارم بر این بود آنچه آنجا می‌بینم را برای دیگران نقل کنم و تا حدودی توانستم حس گزارشگری خود را ارضا کنم و پس از بازگشت به ایران هم اتفاقات معمولی و روزمره سوژه مطالبم شد. ولي در پنج شش ماه گذشته کافه انار هم دستخوش توفان وزنده در کشور شد و تا حدود زیادی ترجیح دادم دغدغه‌های ذهنی‌ام را در ذهن خودم نگه دارم و کمتر برای دیگران عرضه کنم. اما دو سه هفته پیش اتفاقی افتاد که بدون شک در محتویات این کافه بی‌تأثیر نخواهد بود.

امسال هم مانند چند سال اخیر در کنکور کارشناسی ارشد شرکت کرده بودم و چون بنا را بر این گذاشته بودم که آخرین سال شرکتم در این آزمون باشد، برای اولین بار در کنکور دانشگاه آزاد هم شرکت کردم. اما در شهریورماه که متوجه شدم در هیچکدام پذیرفته نشده‌ام عزمم را براین جزم کردم تا برای ادامه تحصیل عازم یکی از کشورهای خارجی شوم. اواخر مهر ماه بود که تلفنی مطلع شدم در تکمیل ظرفیت دانشگاه آزاد پذیرفته شده‌ام. پس ادامه تحصیل در کشور را به خروج از مرزها ترجیح دادم و دو سه هفته‌ای است که به سلامتی شما شده‌ام دانشجوی کارشناسی ارشد رشته علوم ارتباطات اجتماعی در دانشگاه آزاد واحد تهران شرق. اما این واحد تهران شرق، اسمش تهران است و جایش ۱۰ کیلومتر بیرون تهران و در جاده مشهد قرار گرفته، یعنی در شهرکی به نام قیامدشت که شاید اسمش را نشنیده باشید شاید هم شنیده باشید. فقط به همین اشاره کنم که قیامدشت در ۵ کیلومتری پاکدشت است، اما از توابع منطقه ۱۵ تهران شناخته می شود. مفصلاً در پست بعدی از این دانشگاه و کلاس‌های ترم اول آنجا خواهم نوشت.

بنابراین بهتر است بگویم که در سه‌سالگی کافه انار باید بیشتر انارها را از قیامدشت برایتان بیاورم.