ديروز به بهانه شركت در مراسم عزاداري حضرت زهرا(س)، قدم به مدرسه‌اي گذاشتم كه سال‌ها قبل، از آن فارغ‌التحصيل شده بودم. باورم نمي‌شد مدرسه‌اي كه جزو اولين دوره فارغ‌التحصيلانش بوده‌ام، آماده است تا بيستمين دوره را هم به فراغت از تحصيل برساند. ديدار دوستان قديمي كه سفيد شدن موهاي سرو صورت و همراهي فرزندان نه‌چندان كم سن و سالشان وادارم مي‌كرد حقيقت گذر عمر را بپذيرم و در كنار آن يادآوري خاطرات دوران شيرين تحصيل، ساعت خوشي را در پايان مراسم فراهم آورده‌بود كه شايد مناسب چنين روزي هم نبود اما بازشنيدن آن خاطرات، نمي‌توانست جداي از خنده‌هاي قهقهه آميز باشد...