!تحقیر ایرانیان؛ این بار در عراق
اين روزها و شايد بهتر باشد بگويم اين سالها تحقير ايرانيان در خارج از مرزهاي كشورمان تبديل به امري عادي شده و مسافران ايراني كه به خارج سفر ميكنند، عادت كردهاند از مراحل اخذ ويزا تا هنگام ورود به كشور مقصد و حتي در طول سفر و يا اقامتشان در آنجا شاهد انواع و اقسام بي حرمتيها و تحقيرها باشند.
تا همين چند سال قبل اين مسائل تنها مختص سفر به كشورهاي غربي بود و متقاضيان سفر پس از تحمل (بخوانيد بهجان خريدن) مشقات صدور ويزا، از قبيل انتظار در صفهاي طويل در پيادهروهاي مقابل سفارتخانهها و كشيدن ناز دربانهاي ايرانيالاصل اين اماكن و فراهم كردن مدارك باربط و بيربط و بيمهنامههاي عجيب و غريب و حتي سپردن وثيقههاي نقدي و غير نقدي براي گرفتن ويزا شروع ميشد و به انگشتنگاري در بدو ورود و آنهم پس از جدا كردن آنان از ساير مسافراني كه مليتي غيرايراني داشتند و بعد هم مصاحبههاي طولاني كه گاه به اخراج مسافر بختبرگشته منجر ميشد (توضيح اينكه هنگام صدور ويزا در برخي سفارتخانههاي غربي در تهران تعهدنامهاي از ايراني بختبرگشته اخذ ميشود كه در آن فرد متقاضي ضمن پذيرش اينكه ويزاي صادر شده تنها براي ورود به كشور مقصد معتبر است و پليس آن كشور در بدو ورود حق دارد حتي بدون دليل او را اخراج كند متعهد می شود در قبال هزينههاي صدور ویزا و سفر نیمهتمامش، ادعاي خسارت نكند! ) و بعد از كپي گرفتن از پاسپورت و تشكيل پرونده، براي مدت محدودي به مسافر ايراني اجازه داده ميشد پا به سرزمين آرزوهايش بگذارد و يا براي درمان بيمارياش اقدام كند.
اما به لطف كمكهايي كه درسه چهار سال اخير از سوي مسئولان نظام به دولتهاي مختلف عربي صورت گرفته، همان نسخه بالا براي ايرانيان عازم اين كشورها هم پيچيده ميشود. شايد نمود رفتار پليس امارات با ايرانيان در فرودگاههاي اين كشور براي ما بيشتر بودهاست. جالب اين كه وقتي در سفري كه دو سال پيش به دوبي داشتم، از سفير ايران پرسيدم چرا اعتراضي نسبت به رفتار توهينآميز با ايرانيان در فرودگاه دوبي از قبيل به صف كردن آنان و عكس گرفتن از قرنيه آنها و بازرسيهاي بدني، تسليم وزارت خارجه امارات نميكند، ابتدا منكر شد و وقتي گفتم خودم شاهد بودهام، مدعي شد كه با همه مسافران حتي با اروپاييها هم چنين ميكنند! اما بعد كه به ايشان عرض كردم خودم ديدم ساير مسافران اعم از اوكرايني و سوداني و بنگلادشي با سر بالا گرفته و نگاه ترحمآميز به ايرانياني كه گوشه فرودگاه رديفشان كردهاند تا از قرنيهشان عكس بگيرند، تنها پاسپورتشان را به پليس نشان دادند و با احترام عبور كردند، تلويحاً چنين پاسخي داد كه تقصير خودمان است وقتي كرور كرور پولهاي بي زبان را تقديم همان اعرابي ميكنيم كه حتي (از روي تعصب جاهلانه) آنان را از سگ اصفهان هم پايينتر ميدانيم و (چنان كه شنيدهام) در هفته 90 پرواز از ايران به امارات صورت ميگيرد تا عاشقان تجارت آزاد و خيابانهاي مدرن و ديسكوهاي ايراني و ساير موارد كه همه از آن مطلعيم را به اين ديار برساند، شايد حقمان همين باشد!
اما از همه اينها دردناكتر، رفتاري است كه پليس عراق با ايرانيان دارد و ظاهراً هم از همه موارد فوق جديدتر است؛
توفيقي بود كه تحويل سال جديد را در جوار اعتاب مقدسه عراق باشم كه گذشته از بار معنوي اين سفر و عجايب و غرايبي كه شاهدش بودم و مجال آن در اين گفتار نيست، با مسائلي روبرو شدم كه از ذكر آن هم عصبي ميشوم، آن هم در كشوري كه ساكنانش هرچند به صورت غيرمستقيم سالها با ما جنگيدند و صدها هزار نفر از جوانان ما را به كشتن دادند و مانع بزرگي در مسير پيشرفت كشور ما چه سياسي و چه اقتصادي پديد آوردند كه بعيد است تا سالهاي آينده هم جبران شود، در كشوري كه حتي زبالههاي شهرهايش هم توسط كاميونهاي اهدايي سايپا ديزل جمعآوري ميشود و...(باز هم عصبي شدم)
اگر بخواهم آنچه در اين زمينه ديدهام و بارها به خاطر آن با مأموران عراقي درگيري لفطي پيدا كردم را خلاصه كنم بايد بگويم طبق اين مشاهدات و حتي به گفته خود مأموران پليس عراق دستورات (يا به قول خودشان تعليمات) مقامات امنيتي در برخورد با ايرانيان چنين است:
1- ايرانياني كه با هواپيما وارد بغداد شوند، چنانچه قصد اقامت حتي يك شب در اين شهر يا كاظمين را داشته باشند، نيازمند تكفل از سوي يك فرد عراقي هستند، يعني بايد يك نفر عراقي متكفل شود كه اين اشخاص پس از اقامت آنجا را ترك ميكنند. بنابراين مسافران ايراني كه از فرودگاه بغداد آمده و قصد زيارت كاظمين را دارند، بايد در گوشه خيابان منتظر بمانند تا يك عرقي دلش به حال آنان بسوزد و آنها را تكفل كند!
2- در بسياري از موارد شاهد بودم كه در ايستگاههاي ايست بازرسي (يا به قول خودشان سيطره) عراقيها و حتي اتباع ساير كشورها بدون پياده شدن از اتومبيل و تنها با دستگاههاي بمبياب كه توسط مأمور پليس دور اتومبيل گرفته ميشود، بازرسي ميشوند، اما ايرانيان بايد از اتومبيل پياده شوند و با دستورات گاه توأم با فرياد پليس عراقي به يك صف شده (كه با لهجه عربي دستور ميدهند «يكي صف») و بازرسي بدني شوند.
3- براي ورود به حرم ها كه همه زوار بازرسي بدني ميشوند، ديدهام كه اگر تجمع زياد كه اعلام ميكنند زنان عراقي يا زنان عرب ميتوانند از درب خروج و بدون بازرسي عبور كنند اما ايرانيان حتماً بايد در صف بمانند!
4- در مواردي كه پليس زن براي بازرسي بدني زنان وجود ندارد، پليس مرد با همان دستگاههاي كوچك بمبياب، زنان ديگر را بازرسي ميكند، اما ديدهام كه همان پليس مرد از يك زن عراقي رهگذر كه پليس هم نيست خواسته است تا زنان ايراني را بازرسي بدني كند.
اما گذشته از همه اينها برخورد مردم عراق با ايرانيان كه البته مثل هميشه پول كلاني را صرف سنت حسنه(!) سوغاتي خريدن ميكنند، محترمانه بود و باز هم بايد گفت عراق تنها كشوري است كه پول ايراني در آن ارزشمند است. الحمدلله!
حالا بايد ديد مسئولان ديپلماسي خارجي ما چه زماني در اين باره عكسالعمل نشان ميدهند، چرا كه حداقل در اين مورد بهخصوص، ديگر كسي (العياذ بالله) براي ديسكو رفتن و مشروب خوردن و به قول اساتيد (البته با معذرت) الواطي و قرتيبازي به عراق نميرود و هرچقدر هم عرصه بر زوار ايراني تنگ باشد، باز هم از زيارت اين اعتاب مقدسه دست نخواهند كشيد.
از 10 سال پيش روزنامه نگاري را با خبرنويسي شروع كردم و با خبرنگاري، گزارشگري، نمونه خواني، ويراستاري، عكاسي، ستوننويسي، دبيري سرويس، دبيري تحريريه، سردبيري و معاون سردبيري ادامه داده و ميدهم. نوشتن را دوست دارم چون تنها راهي است كه براي انتقال افكار و ايدههايم بلدم.