رابطه متقابل علی(ع) و ایرانیان
علاقه ايرانيان به شخصيت علي(ع) از بدو ورود اسلام به اين كشور پديد آمد و در واقع ايرانيان اگرچه ابتدا بيشتر از اهل تسنن بودند، اما علاقه شديدي به آن حضرت داشتند تا آنجا كه برخي از آنان ـ كه بعدها به غُلات (غلو كنندگان) مشهور شدند ـ وي را خدا دانستند! علاقه ايرانيان به امام(ع) تا به امروز هم ادامه داشته و از ويژگيهاي اهالي اين آب و خاك شدهاست. اين علاقه مطمئناً يك طرفه نبودهاست و تاريخ نمونههاي زيادي از ارتباط مهرآميز علي(ع) و مردمان ايران زمين ثبت كردهاست؛ از آنجمله اينكه حضرت(ع) اجازه نميدهد خليفه دوم، دختر يزدگرد را ـ كه در ميان اسراي نبرد مسلمانان با سپاه ايران بوده ـ به كنيزي گرفته و بهفروش رساند بلكه با زبان پارسي با وي صحبت كرده و دلداريش داده و سپس او را بهآنجا كهآآآآآآآذتارتبي»:ـْنتلآ عقد فرزند دلبند خويش در ميآورد. در زير گوشهاي از اين ارتباط متقابل به نقل از«رودلف ژايگر» ـ كه پيش از اين هم از او نقل قول كردهبودم ـ از همان كتاب «خداوند علم و شمشير» آمدهاست:
· امام (ع) براي تدريس ادبيات، طب و علوم ديگر در دانشگاه جنديشاپور به خوزستان دعوت شد اما وقوع جنگ مانع از اجابت اين دعوت بود.
· اميرالمؤمنين(ع) به پارسي پهلوي آشنايي كامل داشتند، با سربازان ايراني به فارسي سخن ميگفتند، زبان پارسي و سرياني را تدريس ميكردند، به خط پهلوي آشنايي داشتند و در منزل ايشان نوشتههاي فراواني به اين خط ديده شده كه به قلم مبارك خويش نگاشته بودند. حضرت(ع) نامهاي به زبان پارسي به «فيروزان» نوشتند. ايشان كتاب «قراباذان» را از زبان پارسي پهلوي به عربي ترجمه كردند. حضرت(ع) تاريخ ايران را بهخوبي ميدانستند.
· ايرانيان حضرت علي(ع) را براي حكومت بر ايران دعوت كردند اما امكان آن ميسر نشد.
· حسابداران بيتالمال مسلمين در زمان حكومت علي(ع) بهعنوان خليفه چهارم، همگي ايراني بودند حتي برخي از آنان مسلمان هم نبودند.
· حمامهايي كه در زمان حضرت(ع) در سرزمين اسلام ساخته شد، به دست ايرانيان بنا شدهبود و در واقع ايرانيان اعراب را با حمام آشنا كردند.
· بذر گندم توسط حضرت(ع) از ايران آورده و در مدينه و طائف كشت شد.
· عده زيادي از ايرانيان دعوت امام را براي كمكهاي جنگي و سپاهيگري لبيك گفته و به «مدائن» آمدند.
از 10 سال پيش روزنامه نگاري را با خبرنويسي شروع كردم و با خبرنگاري، گزارشگري، نمونه خواني، ويراستاري، عكاسي، ستوننويسي، دبيري سرويس، دبيري تحريريه، سردبيري و معاون سردبيري ادامه داده و ميدهم. نوشتن را دوست دارم چون تنها راهي است كه براي انتقال افكار و ايدههايم بلدم.