بانکداری لاتاری
يكي از دوستان تعريف ميكرد كه چند سال پيش بعد از مدتها بختش باز شده و از بانكي كه در آن حساب قرضالحسنه داشته با او تماس گرفته و مژده دادهاند كه برنده سكه طلا شده است. رفيق ذوق زده ما هم بلافاصله مرخصي ساعتي گرفته و با عجله خودش را به شعبهاي كه در آن حساب داشته رسانده تا زودتر جايزه خوش حسابياش (!) را بگيرد و البته قبل از آن هم خانوادهاش را از اين خوش شانسي باخبر كردهبود. اما قيافه اين دوست خوشخيال ما ديدني بوده وقتي يك پلاك طلا منقوش به آرم بانك را – كه نهايتاً 10 هزار تومان بيشتر نميارزيد – به جاي سكه طلا كف دستش گذاشتند، آن هم با هزارتا منت و تبريك بدتر از فحش! چندي قبل هم در ستون تلفنهاي روزنامه همشهري گلايه يك شهروند را خواندم كه گفته بود در قرعه كشي يكي از مؤسسات اعتباري غير دولتي برنده سرويس طلا شده اما وقتي براي گرفتن جايزهاش مراجعه كرده 200 هزار تومان معادل قيمت يك دست سرويس طلا با او دادهاند! بنده خدا تقاضا داشت از مسئولان بانكي كشور بپرسند كدام سرويس طلا اين قيمت را دارد!؟
اصولاً اساس بانكداري بهره دادن و بهره گرفتن است اما بعد از انقلاب از آنجا كه چنين اصلي مخالف احكام اسلامي است، بنا بر اين شد كه تمامي حسابهاي پس انداز به صورت قرضالحسنه باشند و وامهايي هم كه داده ميشوند بدون بهره، اما چون ديدند كه بهاين شكل حقوق كارمندان بانك هم تأمين نميشود چه برسد به سود دهي! و مهمتر اين كه كسي حاضر به سپردهگذاري نبود، چاره انديشي شد كه بين سپردهگذاران قرعه كشي شده و بهعنوان جايزه – نه بهره – به برندگان جوايزي داده شود،آن اوايل هم بزرگترين جوايز سفر عمره و مشهد بود و در رده بعد وسايل خانگي و البته سكه طلا و جوايز نقدي. اما كم كم سروكله پيكان و پژو و پرايد و ماكسيما و بالاخره الگانس پيدا شد و بعد هم گفتند هركس بيشتر پول پسانداز كرده و مدت زمان بيشتري پولش در بانك مانده باشد از شانس بيشتري براي برنده شدن برخوردار است!
اما حالا كه پرداخت بهره به حسابهاي پسانداز، مجاز شمرده ميشود باز هم اين نمايش لاتاري مانند ادامه دارد و ظاهراً سودش براي بانكها بيشتر از بهرههاي بانكي مرسوم است چرا كه اكثر آكهي هاي تلوزيوني و غير تلوزيوني به هعرفي جايزههاي رنگارنگ بانكها و مؤسسات ريز و درشت اعتباري ( صندوقهاي قرضالحسنه سابق) واعلام بزرگترين قرعه كشي هاي سال! و « نظر به استقبال هموطنان "خوشخيال!" تمديد جشنوره جوايز... » اختصاص يافته طوري كه براي چندرغاز عيدي بچهها هم تور پهن كرده بودند. لابد شما هم در ايام عيد شاهد اين همه آگهي تكراري و خسته كننده در تلوزيون بوديد ، اگر گذارتان به ميدان هفت تير افتاد بد نيست نگاهي هم به بزرگترين ساختمان اين ميدان بيندازيد!
از 10 سال پيش روزنامه نگاري را با خبرنويسي شروع كردم و با خبرنگاري، گزارشگري، نمونه خواني، ويراستاري، عكاسي، ستوننويسي، دبيري سرويس، دبيري تحريريه، سردبيري و معاون سردبيري ادامه داده و ميدهم. نوشتن را دوست دارم چون تنها راهي است كه براي انتقال افكار و ايدههايم بلدم.