از قديم رسم براين بوده كه در سيزدهمين روز از اولين ماه سال خورشيدي، مردم براي از بين بردن نحسي عدد ۱۳ از خانه یا شهر خارج مي‌شوند، به اين اميد كه در اين روز اتفاق بدي به سراغشان نيايد(!) جداي از جامعه‌شناسان مكتب "فونكسيوناليسم" كه براي هر امر اجتماعي ـ حتي خرافات ـ كاركرد قائلند، عده زيادي هم براين اعتقادند كه پيروي از سنن پيشينيان، حفظ هويت يك جامعه است: خواه اين سنت‌ها مفيد باشند، خواه بي‌فايده، اصل، حفظ سنت است! بنابراين سعي مي‌كنند با تراشيدن عناويني براي اين سنت‌ها آنها را مفيد جلوه دهند؛ مثل چهارشنبه سوري ـ يا به‌قول عده‌اي چهارشنبه آخر سال ـ يا همين سيزده به‌در كه نام آن را گذاشته‌اند روز طبيعت و مردم در اين روز به قول مجريان تلویزيوني به دامان طبيعت پناه مي‌برند (و بلايي سر اين طبيعت بي پناه مي‌آورند كه جبران آن تا سيزده به‌در سال آينده طول مي‌كشد!) حتي اگر شده با پهن كردن بساط ناهار و چاي در فضاي سبز وسط بزرگراه ها يا كنار باغچه خيابان، مهم اين است كه روز سيزده فروردين در خانه نماني ـ حالا به اسم پناه بردن به طبيعت يا هر بهانه ديگر ـ و بعدش هم سبزه گره بزني و در اين حالت روحاني (!) هر آرزويي داري به‌زبان آوري كه برآورده است انشاالله! آن‌ هم چه آرزوهاي بلند بالايي مثل "سال ديگه خونه شوهر" يا بلند بالاتر مثل "سال ديگه بچه بغل خونه شوهر" !

جالب اينكه ديشب در اخبار تلویزيون ديدم كه گزارشگر فعال واحد مركزي خبر به ميان اين پناهندگان به طبيعت رفته و از آنان پرسيده بود در اين روز بابركت(!) چه آرزويي داشته‌اند. در ميان جواب‌هاي تكراري مثل سلامتي خود و خانواده يكي از پاسخگويان سنتي جواب داد:"آرزو كرديم جووناي دم بخت سال ديگه برن خونه بخت و بقيه هم تا سال ديگه بچه‌دار بشن!"

غرض اين‌كه اگر از كساني كه ديروز به دامن طبيعت پناه بردند بپرسي "چرا روز ديگري را براي استفاده از طبيعت انتخاب نكردي كه آنقدر هم شلوغ نباشد و بهتر بتواني از طراوت بهار استفاده كني" اكثرشان رفتار پيشينيان را دليل مي‌آورند كه اين يك رسم است! يعني پيروي بي چون و چرا از رسمي خرافي! حالا اسمش را بگذاريد روز آشتي با طبيعت يا روز خراب كردن طبيعت يا روز سيزده به‌در!