مملکت تعطیل است
۱۲ روز است كه مملكت تعطيل است؛ گرچه از ديروز به ظاهر تعطيلات رسمي نوروز تمام شده اما تا ۸ روز ديگر كه تعطيلي مدارس ادامه دارد تعطيل بودن مملكت هم ادامه خواهد داشت! در اين روزها اگر كار پيش بيني نشده ای داشته باشيد به ناچار بايد تا ۱۴ فروردين صبر كنيد! اگر خداي نكرده گذارتان به بيمارستان و پزشك و دارو بيفتد، مجبوريد اين چند روز را هم تحمل كنيد چون اكثر داروخانه ها تعطيلند و بيمارستان ها هم با پزشكان شيفت كار ميكنند، يعني پزشكان متخصص در مسافرت ـ داخل و خارج ـ بهسر ميبرند! كلانتريها و دادگاهها و بانكها و ساير ادارات دولتي هم به همين منوال به طور نيمه وقت كار ميكنند و عملاً نتيجه كارتان به بعد از تعطيلات نوروزي موكول ميشود. آنقدر مملكت تعطيل است كه حتي اخبار راديو و تلویزيون هم خبر داخلي ندارند، مگر وضعيت جادهها و اخبار آب و هوا كه البته امسال دستگيري ملوانهاي انگليسي و قطعنامه شوراي امنيت كمي زمان اخبار را طولانيتر كرده است!
يكي از عجايب ويژه ايام تعطيل در ايران، تعطيلي مطالعه است! طوري كه در اين ۲-۳ هفته هيچ روزنامهاي چاپ نميشود. انگار در اين روزهاي كسالت بار كسي حوصله مطالعه هم ندارد و همه قرار است اگر مسافرت نرفتهاند، به ديد و بازديد بروند يا بنشينند پاي جعبه "بگير و بنشون" و فيلمهاي مثله شده خارجي و سريالهاي پي در پي طنز ببينند! اين مختص ايام نوروز نيست، بلكه روزهاي جمعه و ساير تعطيلات رسمي و غير رسمي هم روزنامهاي چاپ نميشود! و اين البته يكي از عوامل كسالتبار بودن تعطيلات براي روزنامهنگاران است. بخصوص تعطيلات نوروزي كه هم با روح كسالت آور بهار همراه بوده و هم طولانيتر از ساير تعطيلات است.
اصلاً در مملكت ما "تعطيلي" يك ارزش است! هروقت ميخواهند براي اتفاق مهمي ارزش قائل شوند، آن روز را تعطيل اعلام ميكنند! حتي ارزش روزهاي مقدس مذهبي را هم با تعطيل كردن آن ميسنجند! بدون اينكه فلسفهاي براي اين تعطيل كردن مشخص كنند. حال كيست كه جرأت مخالفت با مثلاً تعطيلي ۱۴ روزه ـ و گاه مثل امسال بيشتر از آن ـ ايام نوروز را داشته باشد و متهم به بي توجهي به هويت ملي و آيين هاي باستاني نشود؟!
شايد در جامعهاي كه در آن از دانشآموز دبستاني تا وزير و وكيل، در آرزوي "تعطيلي" اند چنين وضعيتي غير طبيعي نباشد!
از 10 سال پيش روزنامه نگاري را با خبرنويسي شروع كردم و با خبرنگاري، گزارشگري، نمونه خواني، ويراستاري، عكاسي، ستوننويسي، دبيري سرويس، دبيري تحريريه، سردبيري و معاون سردبيري ادامه داده و ميدهم. نوشتن را دوست دارم چون تنها راهي است كه براي انتقال افكار و ايدههايم بلدم.