بهار کافه انار
زمستان هم رفت و رو سياهياش به ذغال، كه نه به سرما و دوري و جدايي و غربت، ماند تا براي هزار و سيصد و هشتاد و ششمين بار از زمان هجرت پيامبر رحمت و عشق، بار دگر بهار نشانه اي از حيات جاودان باشد. در آخرين هفته سال كهنه و همسفر پرندگان مهاجر به سرزمين بهاريام بازگشتم و به تبع آن بساط كافه را هم از كنار رود تايمز برچيده و به انارستان وطن بازگرداندم به اين اميد كه طعم ترش و شيرين ميوه هايش به تلخي نگرايد!
سال نو و سرآغاز بهار را به همه هموطنان بویژه دوستان كافه نشين تبريك ميگويم و چشم انتظار حضور گرما بخششانم!
+ نوشته شده در شنبه ۴ فروردین ۱۳۸۶ ساعت 4:30 توسط محمدباقر تهرانی
|
از 10 سال پيش روزنامه نگاري را با خبرنويسي شروع كردم و با خبرنگاري، گزارشگري، نمونه خواني، ويراستاري، عكاسي، ستوننويسي، دبيري سرويس، دبيري تحريريه، سردبيري و معاون سردبيري ادامه داده و ميدهم. نوشتن را دوست دارم چون تنها راهي است كه براي انتقال افكار و ايدههايم بلدم.