عزاداری عاشورایی در خیابان های لندن
"هايد پارك" و خيابان "بيزواتر" لندن هم ديروز بخشي از سرزمين كربلا بود؛ وقتي هزاران عزادار دل سوخته حسيني، مسير چهار كيلومتري "ماربل آرچ" تا "مجمع جهاني اسلامي" را به سر و سينه خود زدند.
زن و مرد، كودك و بزرگسال، فارس و عرب و انگليسي، زبان يك ذكر مشترك داشتند و آن "ياحسين" بود. دهها خيابان منتهي به خيابان اصلي شهر كه غرب لندن را به مركز شهر متصل مي كند، به روي وسايط نقليه بسته بود و عابران و مغازه داران مسير از طريق تراكت هايي كه بين شان توزيع مي شد ـ و در آن ها فلسفه عزاداري سومين امام شيعيان به طور مختصر شرح داده شده بود - سعي مي كردند كنجكاوي خود را از ديدن اين جماعت سياه پوش، اقناع كنند.
با اين كه از صبح عاشورا به حال عزاداراني كه توفيق حضور در مجالس عزاداري تهران را داشتند، غبطه مي خوردم، اما از بعدازظهر كه در راهپيمايي روز عاشورا شركت كردم و ديدم هزاران ايراني و افغاني و عراقي و لبناني و بحريني و... ـ كه بيشترشان جوانند ـ هر كدام با فرهنگ و زبان خود براي قهرمانان دشت كربلا عزاداري مي كنند، بار ديگر به شيعه بودن خود باليدم و از اين كه قطره اي از اين درياي احساس شده ام ، لذت بردم.
جاي همه خالي! در خيابان فرعي كه "مجمع جهاني اسلامي" در آن واقع است و مقصد راهپيمايي تعيين شده بود، ديگر از مأموران پليس كه - به همراه مأموران انتظامات تعيين شده از سوي ترتيب دهندگان راهپيمايي - وظيفه حفظ امنيت عزادارن را داشتند، اثري نبود. به خاطر فرعي بودن خيابان، استفاده از بلندگو و طبل و سنج ممنوع بود، اما عزاداران با شور گرفتن و دم گرفتن نوحه هاي مخصوص عصر عاشورا، تا هنگام مغرب طول اين خيابان يك كيلومتري را به حسينيه تبديل كرده بودند و به اين ترتيب عزاداري روز عاشورا در لندن، به شام غريبان وصل شد.
اما شب قبل هم ـ يعني شب عاشورا ـ ايرانيان و افغاني هاي مقيم لندن، فارغ از اختلاف فكرها و سليقه ها و به دنبال هويت مذهبي خود، در "مركز اسلامي انگليس" تجمع بي سابقه اي داشتند: به گفته مسئولان مركز تابحال چنين حضوري از عزادارن حسيني در لندن سابقه نداشته؛ اين در حالي بود كه "مجمع جهاني اسلامي" هم پذيراي عزاداران فارسي زبان بود.
در خيابان هاي اطراف "مركز اسلامي انگليس" از ساعت ۷ تا ۱۱ شب تا كيلومترها جاي پارك اتومبيل نبود و بعد از پايان مراسم راه بندان بي سابقه اي در محل ايجاد شد و ايستگاه هاي اتوبوس محل هم پر بود از عزاداران سياهپوش.
تجربه عزاداری ماه محرم امسال، این شعر جاودانه محتشم را برایم تداعي كرد :
اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست اين چه شمعي است كه جان ها همه پروانه اوست
از 10 سال پيش روزنامه نگاري را با خبرنويسي شروع كردم و با خبرنگاري، گزارشگري، نمونه خواني، ويراستاري، عكاسي، ستوننويسي، دبيري سرويس، دبيري تحريريه، سردبيري و معاون سردبيري ادامه داده و ميدهم. نوشتن را دوست دارم چون تنها راهي است كه براي انتقال افكار و ايدههايم بلدم.