"نژادپرستي"زير چشم "ناظركبير"!
كساني كه كتاب ۱۹۸۴ جورج اورول را خوانده اند با معناي "بيگ برادر" به خوبي آشنايند؛ كه در فارسي معادل آن را "ناظر كبير" گذاشته اند. عده اي وضعيت فعلي انگليس را به حالتي كه جورج اورول در سال ۱۹۴۸ براي سال ۱۹۸۴ پيش بيني كرده بود تشبيه مي كنند كه همه اماكن عمومي پر است از دوربين هاي مداربسته. گرچه همين وضعيت به پليس كمك كرده در موارد زيادي تروريست ها و جنايتكاران را شناسايي و دستگير كند ـ كه نمونه اخير آن دستگيري قاتل زنجيره اي زنان خياباني شهر ايپسوويچ بود و قصد داشتم جريان آن را هم بنويسم ولي به خاطر اين كه از سوي بعضي از اساتيد از جمله رضا نوروزپور عزيز متهم به ادامه حوادث نويسي نشوم (خدا وكيلي هنوز حس حوادث نويسي از من جدا نشده) منصرف شدم ـ اما اين روزها نه تنها انگليس، كه كل اروپا و آمريكا و حتي هندوستان، درگير تبعات پخش يك برنامه تلویزيوني به نام "بيگ برادر" شده و هنوز هم روزنامه ها و راديو وتلوزيون سوژه داغتري از آن پيدا نكرده اند.
براي اطلاع از شرح ماجرا مي توانيد گزارش سايت بي بي سي را در اين زمينه بخوانيد اما براي كساني كه به اين سايت فيلتر شده دسترسي ندارند خلاصه اي از جريان را مي نويسم:
برنامه تلویزيوني "بيگ برادر" (قابل توجه سازندگان برنامه هاي سرگرمي تلویزيون وطني براي كپي كردن!) در واقع يك مسابقه طولاني است كه در آن ۱۱ فرد مختلف از فرهنگ هاي گوناگون در يك خانه جمع مي شوند و مدت ۹ هفته در آنجا زندگي مي كنند ـ در حالیکه تمامی راههای ارتباطی آنان با خارج از خانه قطع شده است. در اين مدت تمامي رفتار و گفتار آنان از طريق دوربين هاي متعدد مداربسته كه در همه جاي خانه، به جز داخل توالت و حمام، در زواياي گوناگون نصب شده و همچنين ميكروفون هايي كه هركدام از شركت كنندگان ملزم به نصب بر روي لباس و حفظ آن در هر حالتي اند، توسط بيگ برادر كه فقط صدايش شنيده مي شود، به دقت تحت نظر قرار دارد. شركت كنندگان ملزم به رعايت قوانين بيگ برادر اند و بايد دستورات او را اجرا كنند اما اصل اساسي، نشان دادن توان همزيستي با همخانه ها است و نبايد هيچگونه رقابتي با هم داشته باشند. در اين مدت هرگاه كه بيگ برادر لازم ببيند هركدام از شركت كنندگان را به اتاق مخصوصي فرا مي خواند. در اين اتاق فرد فراخوانده شده روي يك صندلي مي نشيند كه روبرويش تصوير يك چشم (علامت بيگ برادر) است و از اين طريق در خصوص رفتارش به ناظركبير توضيح مي دهد. در هر مرحله بر اساس رأي گيري مخفي كه از خود شركت كنندگان صورت مي گيرد، يكي از آنان كه نتوانسته با ديگران رابطه دوستانه اي برقرار كند، از خانه بيگ برادر اخراج مي شود، گاهي اوقات هم مردم كه در طول هفته هاي پاياني، هر شب چند ساعت شاهد گزيده هاي مستندي از اين زندگي جمعي اند مي توانند از طريق اس.ام.اس نسبت به اخراج يكي از شركت كنندگان نظر بدهند. در مرحله آخر كه تعداد افراد شركت كننده محدود مي شود يكي از آنان توسط بيگ برادر به عنوان برنده انتخاب مي شود - البته با ذكر دلايل انتخاب - و جايزه ارزشمندي مانند سفر توريستي دور دنيا، نصيب برنده خواهد شد كه صد البته شهرت و فوايد مالي آن از جايزه اصلي با ارزش تر است.
اين برنامه بسيار محبوب تلویزيوني اولین بار در سال ۱۹۹۹ در هلند شروع شد و امروزه در ۱۶ كشور دنيا، از جمله برخي كشورهاي آسيايي مثل هند، اجرا مي شود كه مهمترين آن ها در انگليس و آمريكا است.
اما در انگليس برنامه هايي از اين قبيل هرچند وقت يكبار با شركت افراد مشهور انجام مي شود كه به آن Celebrity مي گويند و از قضا برنامه اين دفعه بيگ برادر هم Celebrity بود. در اين سري برنامه"سله بريتي بيگ برادر" ۱۱ فرد مشهور از كشورهاي انگليس، آمريكا، استراليا و هند شركت دارند از جمله "شيلپا شتي" ستاره فيلم هاي هندي، "درك بنيدكت" ستاره هاليوود، "جرمين جكسون" برادر مايكل جكسون (كه در اين برنامه سجاده پهن مي كند و اظهار مسلماني دارد!) و "جيد گودي" ـ كه از برندگان قبلي همين مسابقه است و از اين طريق ميليونر شده و يك كارخانه توليد عطر هم مقداري از محصولات خود را به اسم او مارك مي زند! جالب اين كه جيد گودي ظاهراً موفقيت قبلي به مذاقش خوش آمده و اين بار به همراه مادر و دوست پسرش در برنامه شركت كرده بود كه مادرش در همان مراحل اوليه از برنامه اخراج شد.
ماجرا از آنجا شروع شد كه يك شب كه جيد گودي در حال نجوا با دو هموطن ديگرش "دانيل لويد" ـ مدل زيبايي ـ و"جو اوميرا" ـ خواننده ـ بود، "شيلپا شتي" را به خاطر هندي بودن مسخره مي كرد و سه نفري به او مي خنديدند. موارد ديگري هم پيش آمد كه "جيد" به "شيلپا" حمله كرده و به بهانه هاي واهي او را دروغگو خوانده و شهرتش را زير سؤال برده بود. از سوي ديگر شيلپا كه دل شكسته شده، دور از چشم سايرين گريه كرده بود و به جرمين جكسون كه حامي او در اين منازعات بود و سعي در دلداري دادنش داشت، گفته بود كه وي خود را معرف فرهنگ كشورش، هند، مي داند و اگر اين سه دختر هم معرف فرهنگ كشورشانند پس انگليس بايد كشور ترسناكي باشد!
تمام اين جريانات طي سه شب اتفاق افتاد و همين كافي بود كه اين برنامه در رأس اخبار رسانه هاي غربي قرار بگيرد. از يك سو انگليسي ها از داشتن چنين هموطناني ابراز شرم مي كردند و از شبكه چهار انگليس مي خواستند كه به شكلي افراد خاطي را تنبيه كند و از سوي ديگر مردم هند و هندي هاي ساكن انگليس به دفاع از هموطن خود برخاسته بودند. در نتيجه شهر برمينگام شاهد ناآرامي هاي هندي هاي مهاجر بود. گوردون براون، وزير خزانه داري انگليس ـ كه از او به عنوان نخست وزير آينده ياد مي شود ـ در سفر خود به هند، هرجا كه رفت و با هر مقام هندي كه ديدار كرد، از او خواسته مي شد براي لغو اين برنامه و تنبيه نژادپرستان اقدام شود. مردم هند به خصوص در بمبئي تظاهرات متعددي برپا كردند كه در آن ها عكس هاي شيلپا را در دست داشتند و عكس جيد و علامت بيگ برادر را پاره كرده يا آتش مي زدند. در لندن يك شركت ارانه دهنده خدمات موبايل كه اسپانسر برنامه بود، اعلام انصراف داد و عطرفروشي هاي شهر هم عطرهاي جيدگودي را از پيشخوان مغازه هايشان جمع كردند. روزنامه ها ازعكس هاي شيلپا در حال گريه كردن و تصاوير جيد در حال فرياد زدن پر شد. مسئولان شبكه چهار مجبور بودند در شبكه هاي مختلف راديو و تلویزيوني از برنامه خود دفاع كنند. پاي سياستمداران هم وسط كشيده شد: ابتدا نمايندگان پارلمان، شهردار محبوب لندن و لردهاي مجلس اعيان و سپس اعضاي كابينه و در نهايت توني بلر به صف منتقدان بيگ برادر و مخالفان جيد و حاميان شيلپا پيوستند و عرصه را بر مسئولان شبكه چهار تنگ كردند.
سرانجام اين كه برنامه تصميم گرفت از طريق قوانين خود اقدام كند، در برنامه پريشب ابتدا ناظر كبيرتك تك شركت كنندگان را براي اخذ رأي مخفي در اخراج يكي از ساكنان خانه به اتاق مخصوص فراخواند و از هركدام از آنان خواست دو نفر را معرفي كنند و آن ها هم كه از اتفاقات بيرون ساختمان كاملأ بي خبر بودند طوري رأي دادند كه جيد و شيلپا هر كدام ۵ رأي آوردند. مسنولان برنامه در اقدامي كاملاً تجاري (كه حداقل دو ميليون پوند برايشان درآمد داشت) ديشب از مردم خواستند از طريق ارسال اس.ام.اس بين شيلپا و جيد يك نفر را انتخاب كنند كه هر اس.ام.اس نيم پوند براي برنامه درآمد داشت تا از اين طريق خلأ اسپانسر، پر شود! سرانجام اين كه در برنامه آخرشب ديشب كه گفته مي شد دست كم ۵ ميليون نفر فقط در بريتانيا تماشاگر آن بودند، جيد با رأي قاطع مردم محكوم به اخراج از خانه بيگ برادر شد. در همان برنامه زنده، جيد بيچاره در ميان تدابير شديد امنيتي از خانه خارج وبلافاصله به استوديو برده شد تا فيلمي كه از انعكاس حرفهايش تهيه شده بود ببيند و وحشت زده، پاسخگوي افكار عمومي باشد و به قول خودمان به غلط كردن بيفتد، از همه انگليسي ها و هندي ها عذر خواهي كند و براي اينكه كارش به دادگاه و پليس نكشد بارها تأكيد كند كه نژادپرست نيست.
امشب هم خلاصه اي از جريانات شب هاي گذشته از شبكه چهار پخش شد تا مردم ببينند بيگ برادر همه زور خود را زد كه جيد و دوستانش خودشان به اين نتيجه برسند كه اشتباه كرده اند!
آخر شب هم مثل هر شب كه از ساعت ۵/۱تا صبح براي ارضاي حس فضولي افراد، برنامه به صورت مستقيم پخش مي شود تا مردم رفتار شركت كنندگان را در خواب هم ببينند! برنامه در حال پخش است و الان كه اين سطور را مي نويسم همه آن ها در خواب نازند و فقط بعضي هاشان كمي خروپف مي كنند و يكي دونفر هم گاهي در خواب الفاظ نامفهومي به زبان مي آورند!
در پايان اين گزارش طولاني ـ كه نهايت تلاشم را براي خلاصه كردنش به كار بردم ـ اين نكته را هم بگويم كه در شب آخر حضور جيد در خانه، بيگ برادر او و شيلپا را تشويق كرد با هم حرف بزنند و كسي كه اشتباه كرده، عذرخواهي كند كه آنان هم پذيرفتند و بعد از عذرخواهي جيد، همديگر را در آغوش گرفته و دست در دست هم به جمع سايرين پيوسته و رفع كدورت ها را اعلام كردند. اما چه مي شود كرد كه هندي تباران انگليسي، دومين سرمايه گذاران اين كشور محسوب مي شوند! در ضمن ناگفته نماند كه منش شيلپا در برخورد با اين قضيه كه از شخصيت شرقي او سرچشمه مي گرفت، باعث محبوبيتش در بين مردم شده به خصوص اين كه چه قبل از اخراج جيد و چه پس از آن بر اين نكته اصرار داشت كه جيد و دوستانش نژادپرست نيستند و اختلاف آنها بيشتر در سطح يك اختلاف سليقه است.
راستي يادم باشد يك گزارش هم در خصوص شبكه چهار و ساير برنامه هاي جنجالي اش بنويسم كه اين شبكه را به پربيننده ترين شبكه تلوزيوني انگليس تبديل كرده است.
از 10 سال پيش روزنامه نگاري را با خبرنويسي شروع كردم و با خبرنگاري، گزارشگري، نمونه خواني، ويراستاري، عكاسي، ستوننويسي، دبيري سرويس، دبيري تحريريه، سردبيري و معاون سردبيري ادامه داده و ميدهم. نوشتن را دوست دارم چون تنها راهي است كه براي انتقال افكار و ايدههايم بلدم.