اولين روز سال نو ميلادي براي مردم انگليس همراه با يك خبر وحشتناك بود: دختر بچه پنج ساله اي كه به همراه پدر و مادرش براي گذراندن تعطيلي اول ژانويه به خانه مادر بزرگش رفته بود، در غياب والدين خود مورد حمله سگ وحشي عمويش قرار گرفت و كشته شد! حتي مادر بزرگ "الي" كوچولو هم كه مي خواست نوه خردسالش را از چنگ و دندان سگ خانگي شان نجات دهد، زخمي و روانه بيمارستان شد.

بعد از اين حادثه غم انگيز پليس اعلام كرد سگ حمله كننده كه يك ساله بوده، جزو يكي از انواع سگ هاي خطرناك به حساب مي آيد و قبلاً هم دو بار به صاحب آن (عموي "الي") اخطار كتبي داده شده بودکه سگش را رها نكند، چون سابق بر اين يك بار هم به يكي از همسايه ها حمله كرده بود. به همين خاطر عموي داغدار "الي" – كه حالا در غم از دست دادن سگش هم عزادار است! – بايد در دادگاه پاسخگو باشد. بعد هم با اعلام اينكه پليس همه اين نوع سگ ها را از سطح شهر جمع مي كند، تا حدودي بر زخم به وجود آمده بر روحيه افكار عمومي، موقتاً مرهم گذاشتند. اما هيچكدام اين تدابير و احكام، فرشته پنج ساله خانواده "لارنسون" را به آنان باز نگرداند.

" الي لارنسون " اولين قرباني سگ هاي درنده نيست. فوريه سال ۲۰۰۶ (بهمن ماه پارسال) هم يك نوزاد دختر پنج ماهه طعمه يك سگِ به ظاهر خانگي شد. طبق آماري كه روزنامه هاي لندن بعد از اين ماجرا اعلام كردند، در انگليس ۶ ميليون ۸۰۰ هزار سگ خانگي وجود دارد كه از اين تعداد يك ميليون و ۶۰۰ هزار از انواع خطرناك به شمار مي روند! در نتيجه سالانه به طور متوسط ۳/۲نفر ـ كه اكثراً كودكند ـ  بر اثر حمله سگ ها جان خود را از دست مي دهند و ۳۰۰۰ نفر هم مجروح مي شوند!

اين، همه ی مصيبت همزيستي با سگ نيست: كافي بود اين عادت زشت در جوامع شرقي رايج باشد تا رسانه هاي غربي به بهانه هاي مختلف ابعاد ويرانگر آن را بارها و بارها به جهانيان بنماياندند: پياده روهاي پر از مدفوع سگ كه انسان را به ياد كوچه پسكوچه هاي قديم شهرهاي ايران مي اندازد با اين تفاوت كه آنجا فضله چهارپايان بود و اين جا ـ يعني مركز اوج فرهنگ و تمدن! ـ مدفوع سگ. بايد هنگام راه رفتن چهار چشمي مراقب باشي نكند پا روي ادرار و مدفوع اين حيوان عزيز كرده بگذاري! هم بازي بودن كودكان و گاه هم كاسه بودن آنان با حيواني كه همه مراكز پزشكي بر بيماري زا بودن بزاق دهانش تأکيد دارند، و از همه بلاخيزتر دل بستن به يك حيوان بالذات وحشي كه راحتي اش در رها بودن در طبيعت است، و غذاي آماده گران قيمت براي او تدارك ديدن و لباس پشمين برايش خريدن و ساخت بيمارستان و كلينيك هاي پيشرفته براي درمان حيواني كه خود بيماري زاست .

البته در كنار همه اين ها در اين كشور متمدن انجمن هاي خيريه اي هم وجود دارند كه در روزنامه ها با چاپ عكس پيرزن زلزله زده پاكستاني يا زن مورد تجاوز قرار گرفته ساكن "دارفور" يا پسر بچه بيمار بنگلادشي، از مردم انسان دوست غرب درخواست كمك كنند!

لازم به يادآوري نيست كه در كشور و شهر خودمان هم مردمان پيشرفته و متمدني زندگي مي كنند كه توله سگ هاي رام نشده كردي و بعضاً سگ هاي اصيل وارداتي را روي شانه و صندلي اتومبيل خود جاي مي دهند و سينه سپر مي كنند و به خود مي بالند و فخر مي فروشند . شايد در آينده شاهد چنين آمار وحشتناكي در كشورمان نیز باشيم؛ همانطور كه روزي با شنيدن آمار مرگ و مير ناشي از ايدز در غرب تعجب مي كرديم.