تبليغاتX
کافه انار
شکوفه اول | انار انبار | پست الکترونیک
هزارتوی زیبای نیاسر

شهر نياسر يكي از شهرهاي زيبا و جذاب براي گردشگران ايراني و خارجي است. وجود آبشار زيبا و منحصر به‌فرد در داخل شهر و خيابان‌هاي سرسبز و كوهستاني‌آن براي هر تازه‌واردي خاطرات فراموش نشدني به‌جاي مي‌گذارد.

تجمع گردشگران و حتي مردم محلي كه براي گذراندن بعدازظهر يك پنجشنبه تابستاني به‌آنجا آمده بودند شادابي مثال زدني‌اي  به محل داده بود. عكس گرفتن زير ريزش مداوم آبشار بزرگترين تفريح و البته بسيار دل‌انگيز مي‌نمود به‌طوري كه زن و مرد به‌نوبت منتظر بودند تا جايي براي ايستادن زير آبشار خالي شود و رو به دوربين همسفرشان پز گرفته و در حاليكه خيس آب شده‌اند، خاطره حضورشان در آن محيط زيبا را با آلبوم عكس‌شان بسپرند.

آتشكده مجروح

از آبشار كه خارج شديم تابلو‌هاي راهنما نشان مي‌داد كه براي رسيدن به آتشكده ـ مشهورترين جاذبه توريستي نياسر بعد از آبشار ـ در انتهاي خياباني است كه به بالاي كوهي منتهي مي‌شود كه آبشار از آن سرازير مي‌شود. در بالاي كوه نمايي آجري به سبك ساير آتشكده‌هاي مربوط به دوران ساسانيان از دور خودنمايي مي‌كرد. يك طاق گنبدي‌شكل بر روي چهار ستون. آنجا هم نبود حفاظت مناسب از اين اثر باستاني باارزش، دل بيننده را مي‌فشرد.

در ميان يادگاري‌ها و ديوار‌نوشته‌هاي ويرانگر كه پيكره اين نماد يگانه‌پرستي ايرانيان را مجروح كرده‌اند، از همه آزار دهنده‌تر نوشته‌اي بود كه با خط درشت، تبليغ كانون فرهنگي يك مسجد را بيان مي‌كرد كه علاوه بر انتساب به مسجد، ادعاي فعاليت فرهنگي را هم در برداشت و اگر توان آن را داشتم به هر شكل حد‌اقل اين نوشته را از ديواره آتشكده نياسر پاك مي‌كردم تا اين لكه ننگ مضاعف بيش‌از اين باعث شرم اهالي مسجد و فرهنگ نباشد!

هزارتوي پيچ در پيچ

اما همان خياباني كه به آتشكده مي‌رسيد در ميانه‌اش راهي هم براي رفتن به غار نياسر داشت. غاري كه شايسته آن است تا جزو عجايب ناشناخته قرار گيرد. غار نياسر كه يكي از سه جاذبه اصلي اين شهر براي گردشگران است، در ميان يك محوطه تفريحي موسوم به "تالار" قرار دارد كه بوستاني جهت تفرج زمامداران اين ناحيه در سده‌هاي نه‌چندان دور بوده و امروز محل گشت و گذار عموم است.

بر اساس تابلويي كه در ورودي غار قرار دارد حدود 2000 سال قبل يعني در زمان اشكانيان و سلطه قوم پارت بر اين سرزمين، مانند ساير قلعه‌ها و ابنيه مهم آن زمان كه يكي از ترفند‌هاي تدافعي‌شان ساخت نقب‌هايي براي فرار در زمان ايجاد ضرورت و يا رساندن كمك به محاصرين بوده، در اين منطقه هم از بالاي كوه، غار پر پيج و خمي توسط انسان‌هاي تلاشگر آن زمان ساخته شده كه به چندين خروجي منتهي مي‌شود و تا كنون 12 خروجي آن شناسايي شده‌است. طول اين مسير پر است از چاه‌هاي بسيار كه يا بايد از آن‌ها بالا رفت يا پايين و تونل‌هاي متعدد و پي‌درپي كه اكثر آن‌ها را بايد به‌حالت خميده طي كرد و حتي بعضي از آن‌ها جز با سينه‌خيز امكان گذر ندارند. طي مسير هم براي افراد ناآشنا تقريباً غير ممكن است چرا كه يافتن مسير صحيح از راههايي كه در انتها به بن‌بست منتهي مي‌شوند و يا پيدا كردن مسيري كه به مقصد مورد نظر برسد جز براي راه‌بلدان ممكن نبوده‌است

ورودي غار براي هر نفر 500 تومان است و نگهبانان غار هم به متقاضيان ديدار كاملاً توضيح مي‌دهند كه هر كسي نمي‌تواند  از اين مسير عبور كند و نياز به انعطاف بدني و سرعت عمل دارد و شايد هم به‌خاطر همين توصيه‌ها بود كه غير از ما سه‌نفر تنها يك گروه ديگر را ديديم كه خطر كرده و شجاعت به‌خرج داده‌اند. آن‌هم در هنگام بازگشت با آنان مواجه شديم و چه خوب بود كه اين تلاقي در ميانه راه نبود چراكه گذر كردن دوطرفه در آن تونل‌هاي تنگ كه تنها به اندازه عبور يك نفر ساخته شده، ممكن نيست و ما لابد مجبور بوديم همراه آنان شده و دوباره مسير را مي‌گذرانديم يا آنان مجبور بودند با ما برگردند و بعد خودشان راه را از نو طي كنند!

ورودي غار را يك دهليز وسع تشكيل مي‌دهد كه به‌اندازه ايستادن يك انسان متوسط‌القامه ساخته شده، پس از آن چاه نسبتاً عميقي، راه هزار توي غار را آغاز مي‌كند. پس از آن تونل‌ها و چاه‌هاي پياپي وجود دارند كه قسمتي از راه مجبور به راه رفتن به حالت ركوع بودم و در قسمت‌هاي ديگر به حالت پا مرغي. مسيري كه براي گردشگران آماده شده تنها 150 متر طول دارد كه با لامپ‌هاي شلنگي نصب شده بر سقف تونل، هم مسير را نشان مي‌دهند و هم تنها وسيله روشنايي در آن تونل‌هاي به‌ظاهر تمام‌ نشدني‌اند. چاه‌ها هم با پلكان‌هاي آهني عمودي براي گذر گردشگران آماده شده‌بودند تا آنان مجبور به استفاده از طناب و ريسمان نباشند. اما اي‌ كاش يكي از خروجي‌ها را براي ديداركنندگان باز مي‌كردند تا آنان در يك مسير مي‌رفتند و مجبور به بازگشت به نقطه آغاز نباشند و ضمناً تدابيري هم براي افرادي كه به هر دليلي در تونل مي‌ماندند فراهم شود از جمله كپسول اكسيژن كه وجود آن براي گذر از اين مسير ضروري احساس مي‌شود.

شايد مفرح‌ترين بخش سفر ما همين غار زيباي نياسر بود. با اينكه نتوانستيم مسير 150 متري را تا آخر طي كنيم اما همان مقدار هم كافي بود كه تا چند روز پا درد باشم!

اين بود آخرين بخش از سفر يك روزه ما به اطراف كاشان كه نگارش گزارش آن سه هفته طول كشيد؛ اين هم دليلي بر مشغولي فكر و دست در اين روزهاي آشفته!

 

|+| شکوفه زد توسط محمدباقر تهرانی در جمعه 9 شهریور1386 و ساعت 4:13 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar