| شکوفه اول | انار انبار | پست الکترونیک |
|
دلم برای مصلی بیشتر سوخت
اين هفته فرصتي پيشآمد تا دو روز پشت سرهم به نمايشگاه كتاب سر بزنم. قبل از آن حرف و حديث زيادي در مورد نواقص نمايشگاه امسال شنيده بودم و در اولين تصاويرم از صحنه نمايشگاه سعي ميكردم آنچه شنيده يا خوانده بودم را با واقعيت محك بزنم. راستش پيش از اين دو سه بار بيشتر داخل مصلي را نديده بودم يكي دوبار در سال ۶۸ يعني زمان فوت امام و همچنين روز تشييع جنازه ايشان و يك بار هم در سال ۶۳ يا ۶۴ براي خواندن نماز عيد فطركه البته همه اين موارد مربوط به زماني ميشود كه مصلي بيشتر شبيه بيابان هاي بيرون شهر بود و همان وقتها سالگرد شروع جنگ و هفته آخر شهريور كه ميشد، جبهه را در آنجا باز سازي ميكردند و تانك ميآوردند و منور ميزدند و اين قبيل برنامهها. بعد هم چند سالي محل برپايي نمايشگاه پوشاك بود و خلاصه اينكه از مفهوم "مصلي" در اين محل فقط سالي يك بار آن هم روز عيد فطر استفاده ميشد. بنابراين از لحظهاي كه از پلههاي ايستگاه مترو قدم به محوطه مصلي گذاشتم ديدن باغچههاي پر گل و خيابانهاي پوشيده از تراكتهاي كاغذي هم برايم جالب بود و هم اينكه ناخودآگاه مرا ياد نمايشگاههاي كتاب در نمايشگاه بينالمللي تهران انداخت. اما به تدريج كه بيشتر وارد محوطه و مخصوصاً صحن مركزي شدم روحانيت محل برايم ملموستر شد و بيشتر ياد صحن مسجد جمكران يا صحن جامع رضوي افتادم، بهخصوص هنگام اذان مغرب و وجود صف هاي نماز جماعت در صحن، بيشتر آن مناظر را برايم تداعي ميكرد. فقط يك جاي كار ايراد داشت آن هم چهره عده زيادي از افراد حاضر در محل بود كه اصلاً هيچ مناسبتي با زيارتگاه يا مسجد نداشتند و واقعاً جاي يكي از واحدهاي مبارزه با بدحجابي (يا بهقول خودشان تأمين امنيت اجتماعي!) خالي بود تا خوراك يك هفتهشان را يك روزه جمع كنند! از نمايشگاه كتاب ميگفتم و انتقادهاي مطرح در مورد محل آن. خلاصه بگويم كه با ديدن نمايشگاه در مصلاي زيباي تهران بيشتر دلم براي مصلي سوخت تا نمايشگاه، به خصوص وقتي در شبستان اصلي ـ كه تبديل به چند سالن نمايشگاه شده بود ـ قدم ميزدم بيشتر محو تماشاي كاشيكاري ها و گچبريهاي زيباي سقف شبستان بودم تا غرفههاي كتابي كه با بي سليقهگي كامل چيده شده بودند و ترتيب ـ مثلاً الفبايي ـ بههم ريخته آنها كه هر بينندهاي را براي يافتن غرفه مورد نظرش سردرگم ميكرد. دلم براي مصلي بيشتر سوخت چون شبستان مقدسش گرفتار ناهنجاريهاي حاصل از تصميمات عجولانه نامسئولان شده و هنگام اذان مغرب بهجاي شنيدن صداي مكبر نمازجماعت، برخي اصوات ناهنجار در آن شنيده ميشد و در عوض، نماز جماعت به گوشهاي از ايوان جلوي شبستان منتقل شده بود! اما براي نمايشگاه كتاب و مشتريان آن، زياد ناراحت نشدم. گرچه عنوان "استاني" بيشتر برازنده آن بود تا "بينالمللي" اما آنهايي كه دنبال كتاب بودند زياد برايشان توفيري نداشت كه غرفههاي كتاب كجا باشد و بالاخره به مقصودشان ميرسيدند. ضمن اينكه محل امسال نمايشگاه مزايايي هم نسبت به سالهاي قبل داشت كه مهمترين آن سهل الوصول بودنش بود؛ وجود دو ايستگاه مترو در ضلعهاي شمالي و جنوبي، احاطه شدن با دو بزرگراه اصلي شهر، وجود ايستگاه اتوبوس در محوطه نمايشگاه و همچنين خيابانهاي فرعي و خلوت اطراف نمايشگاه براي پارك اتومبيلها علاوه بر پاركينگهاي در نظر گرفته شده، مصلي را محل مناسبتري براي بازديد كنندگان نشان ميدهد اما براي غرفه داران مسلماً مشكلات زيادي وجود دارد كه حديثش را حتماً شنيدهايد. اي كاش آن ها كه قرار بود تصميمگيرنده باشند ناگهان در ماههاي آخر به ياد اولتيماتوم سال گذشته رئيسجمهور نميافتادند و مجبور نبودند با اين عجله و به هر شكل كه شده اين نمايشگاه را در "زمان خودش" اما "در جاي ديگر" برپا كنند! ميكرد. فقط يك جاي كار ايراد داشت آن هم چهره عده زيادي از افراد حاضر در محل بود كه اصلاً هيچ مناسبتي با زيارتگاه يا مسجد نداشتند و واقعاً جاي يكي از واحدهاي مبارزه با بدحجابي( يا بهقول خودشان تأمين امنيت اجتماعي!) خالي بود تا خوراك يك هفتهشان را يك روزه جمع كنند! از نمايشگاه كتاب ميگفتم و انتقادهاي مطرح در مورد محل آن. خلاصه بگويم كه با ديدن نمايشگاه در مصلاي زيباي تهران بيشتر دلم براي مصلي سوخت تا نمايشگاه، به خصوص وقتي در شبستان اصلي – كه تبديل به چند سالن نمايشگاه شده بود – قدم ميزدم بيشتر محو تماشاي كاشيكاري ها و گچبريهاي زيباي سقف شبستان بودم تا غرفههاي كتابي كه با بي سليقهگي كامل چيده شده بودند و ترتيب – مثلاً الفبايي – بههم ريخته آنها كه هر بينندهاي را براي يافتن غرفه مورد نظرش سردرگم ميكرد. دلم براي مصلي بيشتر سوخت چون شبستان مقدسش گرفتار ناهنجاريهاي حاصل از تصميمات عجولانه نامسئولان شده و هنگام اذان مغرب بهجاي شنيدن صداي مكبر نمازجماعت، برخي اصوات ناهنجار در آن شنيده ميشد و در عوض، نماز جماعت به گوشهاي از ايوان جلوي شبستان منتقل شده بود! اما زياد براي نمايشگاه كتاب و مشتريان آن ناراحت نشدم، گرچه عنوان "استاني" بيشتر برازنده آن بود تا "بينالمللي" اما آنهايي كه دنبال كتاب بودند زياد برايشان توفيري نداشت كه غرفههاي كتاب كجا باشد و بالاخره به مقصودشان ميرسيدند ضمن اينكه محل امسال نمايشگاه مزايايي هم نسبت به سالهاي قبل داشت كه مهمترين آن سهل الوصول بودنش بود؛ وجود دو ايستگاه مترو درضلعهاي شمالي و جنوبي، احاطه شدن با دو بزرگراه اصلي شهر، وجود ايستگاه اتوبوس در محوطه نمايشگاه و همچنين خيابانهاي فرعي و خلوت اطراف نمايشگاه براي پارك اتومبيلها علاوه بر پاركينگهاي در نظر گرفته شده ، مصلي را محل مناسبتري براي بازديد كنندگان نشان ميدهد اما براي غرفه داران مسلماً مشكلات زيادي وجود دارد كه حديثش را حتماً شنيدهايد. اي كاش آن ها كه قرار بود تصميمگيرنده باشند ناگهان در ماههاي آخر به ياد اولتيماتوم سال گذشته رئيسجمهور نميافتادند و مجبور نبودند با اين عجله و به هر شكل كه شده اين نمايشگاه را در "زمان خودش" اما "در جاي ديگر" برپا كنند!
|+| شکوفه زد توسط محمدباقر تهرانی در سه شنبه 18 اردیبهشت1386 و ساعت 1:51 |
|
درباره وبلاگ
![]() از 10 سال پيش روزنامه نگاري را با خبرنويسي شروع كردم و با خبرنگاري، گزارشگري، نمونه خواني، ويراستاري، عكاسي، ستون نويسي، دبيري سرويس، دبيري تحريريه، سردبيري و معاون سردبيري ادامه داده و مي دهم. نوشتن را دوست دارم چون تنها راهي است كه براي انتقال افكار و ايده هايم بلدم. نوشتن همچون شكفتن است بر شاخسار تفكر.
در عرصه اينترنت كه نگارش تراوشات ذهني بازار پر رونقي يافته و هر غرفه اين بازار، مشتري هاي خودش را دارد، با بذل نظراتتان مهمان شويد به شكافتن ميوه هاي ترش و شيرين و گاه ملس كافه مجازي ام. منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها آرشیو شکوفه هاي روزانه
خرداد 1387فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 پيوندها
احمد توکلىیونس شکرخواه شهروز فلاحتپيشه حسین وحدانی محمدیاسر هدایتی آزاده بهشتی مهدی خداجویان محمد تورنگ سید احمد واحدی فاطمه تذری صدرا امانی محمدرضا زائری حمیدرضا داداشی محمدرضا نوروزپور محمد جماعت کیوان کثیریان پیمان مهدوی "اينجا هميشه جنوب" امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |