تبليغاتX
کافه انار
شکوفه اول | انار انبار | پست الکترونیک
از ستاره ها بدم می آید!

 

از وقتي فرق آدم‌هاي پولدار و فقير را شناختم، دوست داشتم روزي يك ستاره باشم. بعدها كه فهميدم ستاره ها قفط پولدار نيستند، بلكه از احترام بيش از حدي هم برخوردارند، بيشتر به ستاره شدن علاقه مند شدم. اما وقتي فهميدم كه نياز به احترام ـ كه "ماسلو" آن را جزو نيازهاي اوليه انسان‌ها برشمرده ـ از راه هاي ساده‌تري هم برآورده مي‌شود و بعداًً كه از نگاه ديگري به فرق آدم هاي پولدار با فقرا پي‌بردم، كم كم علاقه به ستاره شدن را از دست دادم.

 

اين روزها لندن ميزبان يكي از ستاره‌هاي بي‌نظير اما رو به افول موسيقي پاپ است: مايكل جكسون اوايل هفته به لندن آمد و دوشنبه شب در مراسم اهداي جايزه جهاني موسيقي ( كه برخي آن را اسكار موسيقي مي‌دانند) جايزه ويژه آن موسوم به جايزه الماس را دريافت كرد.

در حاشيه سفر مايكل جكسون به لندن مي‌توان به اقامت او و همراهانش در سویيت فوق مدرن يك هتل لوكس اشاره كرد كه شبي ۵۰ هزار پوند قيمتش است ـ يعني شبي ۸۷ ميليون تومان! ( ياد خبر هفته پيش بازتاب افتادم كه مدير يك بانك خصوصي ايراني در سفر به لندن در هتلي اقامت داشته كه شبي ۵ ميليون تومان بابت آن مي پرداخته ـ ۸۲ ميليون تومان كمتر از مايكل جكسون! )

تا حالا كه شده ۴ شب و يعني ۲۰۰ هزار پوند( ۳۷۸ ميليون تومان!) خرج اقامت چند ساعته اين ستاره و همراهانش در هتل شده است. كاري به ريخت و پاش هاي ديگر اين سفر ندارم، فقط خودتان درنظر بگیرید با اين پول چند صد هزار گرسنه، سير مي شدند، چندين بيمار فقير از مرگ حتمي نجات پيدا مي‌كردند، چند صد بي‌خانمان سقفي بالاي سر خود مي‌ديدند و...

حالا از هرچه ستاره است بدم مي‌آيد...

راستي! ديروز هم در خبرها خواندم كه يك زوج پولدار هنگ كنگي براي خريد بزرگترين قارچ دنيا ـ كه معلوم نيست به چه دردشان مي‌خورد ـ ۸۵ هزار پوند داده‌اند ( معادل وطني‌اش را خودتان با پوند ۱۷۴۰ توماني حساب كنيد)!

از پولدارها هم متنفرم.

 

|+| شکوفه زد توسط محمدباقر تهرانی در جمعه 26 آبان1385 و ساعت 3:26 | 
كدام خطرناك‌ترند؟!

 

روزنامه گاردین اخيراً نتايج يك نظرخواهي را اعلام کرده که با كمك سه روزنامه «لا پرس اند تورنتو استار» چاپ كانادا، «رفرما» چاپ مكزيك و «هاآرتص» چاپ اسراييل، صورت گرفته است. در این نظرخواهی از مردم اين چهار كشور خواسته شده تا از بين سران چند كشور و گروه مشخص، خطرناك ترين افراد براي صلح جهاني را مشخص كنند.

بر اساس اين نتايج به ترتيب، ۸۷ درصد مردم چهار كشور فوق، اسامه بن لادن، رهبر القاعده، ۷۵ درصد جرج بوش، ریيس جمهور آمريكا، ۶۹ درصد، كيم جونگ ايل، رهبر كره شمالي، ۶۵ درصد، سيد حسن نصرالله، رهبر حزب الله لبنان، و بالاخره ۶۲ درصد دكتر محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران را خطرناك‌ترين رهبران جهان دانسته‌اند.

جالب اينجاست كه روزنامه گاردين در شماره روز بعد خود، از اين كه احمدي‌نژاد در اين نظر خواهي به جاي اينكه دوم شود، پنجم شده ـ آن هم با اختلاف زياد با بوش ـ اظهار تعجب كرده است. ضمن اين كه نبايد فراموش كرد يك چهارم مصاحبه شوندگان از شهروندان اسراييلي بوده‌اند و اين خود در بالا رفتن آمار مربوط  به احمدي‌نژاد و نصرالله موثر بوده است.

يكي ديگر از نتايج جالب اين نظرخواهي ، پاسخ مصاحبه شوندگان به اين سوال بود كه "آيا به نظر شما سياست‌هاي خارجي جرج بوش دنيا را ناامن تر كرده است؟":  ۶۹ درصد پاسخگويان انگليسي، ۶۲ درصد كانادايي، ۵۲ درصد مكزيكي و ۳۶ درصد اسراييلي به اين سوال پاسخ مثبت داده‌اند. همين طور تنها كمتر از ۷ درصد مردم انگليس، متحد نزديك آمريكا در حمله به افغانستان و عراق، معتقدند كه سياست‌هاي جرج بوش در اين دو كشور، امنيت جهاني را به ارمغان آورده است!

 

 

 

|+| شکوفه زد توسط محمدباقر تهرانی در چهارشنبه 24 آبان1385 و ساعت 13:44 | 
حالگيري از دختر تاچر

دوشنبه شب، شبكه چهار تلويزيون انگليس برنامه‌اي پخش كرد كه در آن حال بعضي از انگليسي هاي مغرور و متعصب به‌شدت گرفته شد: مجري برنامه به سراغ هشت انگليسي سفيد پوست ـ كه چند تن از آنان از افراد سرشناس بودند و در ضمن به انگليسي بودن خود مي‌باليدند ـ رفته و از آن‌ها پرسيد اگر آزمايش دی ان ای بدهند، فكرمي‌كنند چند درصد انگليسي اصيل و يا لااقل از نژاد شمال اروپا باشند؟

همه اين افراد با كمال اطمينان خود را ۱۰۰ درصد انگليسي مي‌دانستند. اما چهره شان وقتي از نتيجه آزمايش دی ان ای مطلع مي‌شدند، ديدني بود؛ پيرزن روستايي كه از حضور خارجي ها ـ به‌خصوص چيني‌ها ـ در لندن اظهار تنفر مي‌كرد، ۱۱ درصد از نژاد جنوب شرقي آسيا بود؛ زني كه خود را يك انگلوساكسون كامل مي‌دانست، بيش از ۲۰ درصد از نژاد اروپاي شرقي بود؛ سرباز ۱۸ ساله‌اي كه خود را خلف سربازان انگليسي عصر ويكتوريا مي‌دانست، تنها ۴۷ درصد انگليسي بود و روزنامه نگار سرشناسي كه مطمئن بود اجدادش بلا استثناء انگليسي هستند، درصد بالايي از نژاد آفريقاي شمالي بود! اما از همه جالب‌تر كارول تاچر، دختر مارگارت تاچر، نخست‌وزير اسبق بريتانيا بود كه وقتي فهميد ۲۴ درصد از نژاد خاورميانه است، از مجري برنامه پرسيد:«منظورتان از خاورميانه همان مديترانه است؟!»

 

|+| شکوفه زد توسط محمدباقر تهرانی در چهارشنبه 24 آبان1385 و ساعت 3:49 | 
اينجا لندن است

 

اينجا لندن است؛ شهري كه قرار است هميشه باراني باشد، جايي كه مردمش وقتي به هم مي رسند اولين حرفي كه مي زنند درباره هوا و خوبي يا بدي آن است، شهري كه مي گويند اگر تنها ۳ هفته پشت سر هم در آن باران نبارد، خشكسالي مي‌شود!

اينجا لندن است؛ شهري كه از هر سه نفر، یک نفر زبان مادريش انگليسي نيست و در بعضي خيابان‌هاي آن اگر هم زبان انگليسي را بشنويد با لهجه‌هاي هندي، پاكستاني، عربي، روسي، چيني، آفريقايي، اسپانيايي و يا به سادگي و رواني لهجه فارسي است.

اينجا لندن است؛ جايي كه در آن اقليت‌هاي مختلف نژادي و مذهبي با لباس‌ها و نمادهاي فرهنگي خاص خود رفت وآمد مي‌كنند بدون اينكه سنگيني نگاه ديگران را تحمل كنند، شهري كه تعداد زنان با حجابش از بعضي پايتخت‌هاي كشورهاي اسلامي بيشتر است. جايي كه باحجاب‌ترين و بي‌حجاب ترين(!) زنان دنيا در كنار هم قدم مي‌زنند، پايتخت كشوري كه به مالتي كالچرال بودن خود مي‌بالد.

اينجا لندن است؛ شهري كه ۱۲ ماه سال پذيراي توريست‌هاي ريز و درشت از كشورهاي مختلف جهان است ـ از چيني ژاپني‌هاي دوربين به‌دست گرفته تا عرب‌هاي ولخرج، پايتخت كشوري كه مردمش آماده‌اند به هر چيزي بخندند، غذاي هر كشوري را بخورند و هر نوشتاري را، از روزنامه و كتاب گرفته تا اعلان‌هاي ديواري، بخوانند.

اينجا لندن است؛ شهري كه هنوزهم بسياري گمان مي‌كنند همه اتفاقات سياسي دنيا در اينجا برنامه ريزي مي‌شود و سایر کشورها چيزي نيستند جز مجري سياست‌هاي تعيين شده از سوي ساکنان ساختمان شماره ۱۰ خیابان داونینگ، شهري كه مخالفان سياسي هر نظام و كشوري در آن به‌عنوان پناهنده زندگي مي‌كنند و داراي تشكيلات و نشريات خاص خودشان ند.

اينجا لندن است...

 

 

|+| شکوفه زد توسط محمدباقر تهرانی در سه شنبه 23 آبان1385 و ساعت 2:47 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar